کوچولوی ناز من
درباره وبلاگ


سلام دوستان این وبلاگ پسر ماه من حامدجون خودمه که در دوم فروردین سال نودویک به دنیا اومد و زندگیمون رو پر از شیرینی کرد.....

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
مامان نرگس

آخرین مطالب



 
پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 19:23 :: نويسنده : hamed091

ســـــلام زندگیـــــه یکسالهء مـــــن ؛

totalgifs.com aniversario gif gif 48.gif

خداجونم شکــــرتـــــــ یکسال از طعم شیـــــرین مـــــادر شـــدن گذشتـــــ

خـــدا جونم شکـــــرتـــــ بخــــاطر دادن ی قندعســـــل

عـــــــــشق زندگیه من

2 روز زودتــــــر عید رو بهتـــــ تبریک میگم

اولین عید بزرگــــــ زندگیتــــــ مبارکـــــــــ

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

3 روز زودتر هم تولدت رو تبریکــــ میگم

امیدوارم بتونم بهترین هارو برات فــــــراهم کنم

پســـــر عزیزم امیدوارم زنده باشم و خوشبختیت و ببینم

تولدتـــــ مبــــارکـــــ تمام هســــــتیه من ...

Dragonbirthday.gif

اینم ی مــــــار خوشگل به نیت نماد امســــال

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

فعــــلا بااااااااااااااای تا فــــــــــردا

totalgifs.com barrinhas gif gif line.gif

گل من به روایتی شما فـــــردا بدنیا میایی آخه ســـــال 91 روز چهارشنبه

بدنیا اومدی و فــــردا هم که چهارشنبه است پس جـــــا داره

تولــــدتــــ رو بهتــــ تبریکــــ بگــــم

دوستت دارم عشــــق یکســــاله من ...



 

شنبه 05 اسفند 1391 :: 21:04 :: نويسنده : hamed091

يك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني

مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .
پسر بچه گفت: من نمي فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند
پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند
.او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
خدا گفت زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد
بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد.
و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد
من به او يك نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد
ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد
به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود
. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند
و در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد
. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد
خدا گفت : زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست، ودر قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

متن دوم


فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم،
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است،...

صبور باش و درکم کن؛
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم،
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.

جمعه 04 اسفند 1391 :: 21:23 :: نويسنده : hamed091

 
 

( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند برای ما . . .
اشکهای مادر ، مروارید شده است در صدف چشمانش

 

دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید !

 

 

حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد !

 

 

دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش . . .
.
.
.
.
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته

 

میره

 

میفهمی پیر شده !

 

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر

 

شده !


وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما

 

هیچ چی نمیگه . . .


و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو

 

هستش

 

دلت میخواد بمیری . . .

 

جمعه 04 اسفند 1391 :: 21:19 :: نويسنده : hamed091

 

پسر کوچولوی شش ماه و ٢١ روزه من سلام

عشق مامان این روزا دیگه می تونه تنهایی بشینه . . .

 

سینه خیز میره اونم به چه سرعتی ، هر جا مامان میره با انگیزه دنبالش میای اونقدر که دستهای کوچولوت خسته میشه و شروع میکینی به نق زدن که بغلم کن . . .

 

وقتی چیزی رو میخوای مشت کوچولوت رو تند تند باز و بسته میکنی یعنی بده به من . . .

 

وقتی میخوای بیام پیشت بهم نگاه میکنی و دستت رو می زنی زمین یعنی بیا اینجا . . .

عاشق سیم و برق و هر آنچه محصولاتشه هستی تاچشم باز میکنی سیم آنتنی برقی چیزی پیدا میکنی و در حال خوردن اون هستی . . .

 

پسرم این روزا کنترل شده اسباب بازی مورد علاقه ات . . .

خلاصه که شیطونی هات تمومی نداره ...

 

 

جمعه 04 اسفند 1391 :: 21:11 :: نويسنده : hamed091

 

حامد این روزا خیلی غر می زنی همش بهونه میگیری تازه سرما هم خوردی فکر کنم بیشترش به خاطر در آوردن دندون جدیدت باشه . . .

عزیزم هفتمین دندونت مبارک ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

خدا کنه این همه تند تند در میاد زود خراب نشه البته رفتم برات یه مسواک انگشتی خریدم که دندونهات رو مسواک بزنم تا الان که دوست داشتی خدا کنه بعدا هم همین طور باشی ...❤شکلکهــای
            جالـــب آرویــــن❤

جمعه 04 اسفند 1391 :: 21:00 :: نويسنده : hamed091

کوچولوی مامان امروز یازدهboom_1.gifboom_1.gifماهش شد

حامد نازم تولدت مبارک شکلکهای جالب آروین

عکس های مربوط به یازده منو عشقممنو عشقمماهگی رو بعدا میذارم

پسر نازم الان که یازده ماهته می تونی بدون کمک  راه بری

پسر باهوشم می تونی پاها و دستها و دهانت رو نشون بدی

می تونی حلقه هات به تنهایی روی هم بذاری

می تونی بای بای کنی و میدونی بعدش باید بری بیرون از خونه

همه اطرافیانت رو می شناسی

عاشق میوه هستی

بازی  هم خیلی دوست داری

موقع غذا خوردنت باید به همه ماشینا و اسباب بازی هات غذا بدم تا تو هم یک کم بخوری

جمعه 04 اسفند 1391 :: 20:42 :: نويسنده : hamed091
 
 
طنز درد دل نوزاد شش ماهه با پدر و مادر

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !


خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسطحس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

سه‌شنبه 01 اسفند 1391 :: 11:07 :: نويسنده : hamed091


حامد جونم دوست دارم
 

 i love you hamed

 

 
 

پسر گلم اولین قدمهایت مبارک

حامد جونی مامان خیلی زرنگ و شیطونه الان تقریبا ٥ روزی هست که دیگه خودش تنهایی و بدون کمک راه میره . . .

خیلی بامزه راه میره قربونش برم . . .

ناز گلم خیلی دوستت دارم

وقتی که راه میره دستاشو سپر میگیره که اگه زمین خواست بخوره بهش اسیبی نرسه

 

سه‌شنبه 01 اسفند 1391 :: 10:57 :: نويسنده : hamed091


 

پسر گلم الان که ده ماهت تموم شده خیلی شیطون تر شدی

اصلا لباس پوشیدن رو دوست نداری و هر جوری شده میخوای فرار کنی

واسه بستن پوشکت که باید دو سه نفری بسیج بشن❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

تعادلت خیلی بهتر شده و می تونی حدودا یکی دو دقیقه ای بدون کمک بایستی

از پله به ارتفاع بیست سانت تنهایی بالا میری❤شکلکهــای
            جالـــب آرویــــن❤

با اینکه حساسیت داری تقریبا همه نوع غذایی می خوری

عاشق سیب موز و خیار و سیب زمینی و ماکارونی و  هستی

 

 

سه‌شنبه 01 اسفند 1391 :: 10:40 :: نويسنده : hamed091
عزیز دل مامان

امروز صبح که انگشتمو کردی تو دهنت، ناگهان دستم به دوتا تیزی کوچولو خورد.

باورم نمی شد. یعنی دندونات دراومده؟

دیگه هر کاری کردم نذاشتی ببینم.

اما الان بالاخره دیدم. سر دو تا دندون کوچولو از لثه پایینت زده بیرون.

نمی دونم چقدر طول می کشه تا کامل دربیاد. نمی دونم این که میگن نی نی ها موقع دندون درآوردن اذیت میشن مال چه موقع از دندون درآوردنه؟ یعنی بعدشه؟ قبلشه؟ خدا رو شکر که تا حالا خیلی اذیت نشدی.

یا شایدم شدی و من نفهمیدم.

خلاصه اینکه من خیلی ذوق کردم.

ان شاءالله که تنت همیشه سالم باشه گل ناز من.

 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید