|
سهشنبه 05 شهریور 1392 :: 22:41 :: نويسنده : hamed091
اینجا تو تازه برای اولین بار قدمای کوچیکتو تو خونه گذاشتی و خونه مونو غرق شادی کردی .ببین چه ناز تو تختت خوابیدی.فدات بشم گلکم
سهشنبه 05 شهریور 1392 :: 21:47 :: نويسنده : hamed091
سلام اینم عکس شش ماهگی حامد که بالاخره با کمک مامان ویانا جون تونستم اپلود کنم،از این به بعد همه شو برات میذارم.
یکشنبه 03 شهریور 1392 :: 12:32 :: نويسنده : hamed091
اها یادم رفت ،هرچیم که بهش دستت نرسه بدو میری صندلیتو میاری و قد بلندی میکنی. در ضمن خاموش روشن کردن لامپا که شده کار هرروزت.
یکشنبه 03 شهریور 1392 :: 12:20 :: نويسنده : hamed091
یه ماه گذشت وحامد جونم پا به هجده ماهگی گذاشت،فداتشم انقد شلوغکار شدی که نگو ،شب بابایی که از سر کار میاد هی ادا از خودت در میاری برا بابایی توپ میاری که باهاش فوتبال بازی کنی ،خودت که انقدر قشنگ شوت میکنی . بعضی وقتهاهم که نمیدونم چت میشه همش گریه میکنی و نق میزنی وبه هیچ صراطی هم مستقیم نیستی. همیشه دوست داری چیزی که میخای رو من برات بگیرم از بقیه ،میای و دستمو میکشی و چیزی که میخای بهم نشون میدی که بهت بدم یا از بقیه بگیرم،منم که دوست دارم اقا پسرم رو پای خودش وایسته بهت میگم خودت برو از ....بگیر،زود میری (قربون پسر حرف گوش کنم بشم)اگه بهت ندادن باز میای و منو واسه پادرمیونی میبری. با خودت تو اتاق با اسباب بازییات بازی میکنی .ماشینتو خیلی دوست داری و ازتوی حیوونات خرس کويلا رو چون بیشتر اوقات میبینم سوار ماشینت کردیشو داری باهاش بازی میکنی.
جمعه 18 مرداد 1392 :: 07:46 :: نويسنده : hamed091
فرا رسیدن عید سعید فطر مبارک باد سلام ناناز من الان این دومین عید فطر که شما با مامان و بابایی هستین .سال پیش عید فطر هنوز چهار دستپا هم نمیکردی اما خدارو شکر امسال راه میری حرف میزنی و کلی هم خوشمزه شدی دوستت دارم پسرم روزه و نماز همتون قبول باشه
جمعه 04 مرداد 1392 :: 13:43 :: نويسنده : hamed091
بازم سلام اینو خیلی وقت میخواستم بذارم اما نشد حامد جونم یه دختر دایی کوچولو به نام مهلا و یه دختر عمو به نام کوثر پیدا کرده الان تقریبا یه هفته ای میشه. خدا نگهدارشون باشه حامد که دو تاییشونو خیلی دوست داره .منم که تازه عمه شدم خیلی خوشحالم و همینطور زن عمو عکساشونو بعدا براتون میذارم اگه شدبا حامدجونم قدم نو رسیده هاتون مبارک
جمعه 04 مرداد 1392 :: 13:25 :: نويسنده : hamed091
5+++++++++++++++++
\mr'ymjnbvm ثفلدغنا7ع ر وم رابرزب غغ خو بن ذقب را+ +++++++++++++++++++++++++++++++++++++ ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ف7 جهعع5قل4برذف THXCCG5++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ ++++ +++++=ح
تذد قِؤع / اینا هم از نوشته های اقا پسر گلم که نمیزاره من بنویسمو همش کیبوردو طرف خودش میبره
جمعه 04 مرداد 1392 :: 13:16 :: نويسنده : hamed091
سلام وای خداکنه چشمتون روز بد نبینه .دیشب که خونه خاله رقیه بودیم قبل افطار حالم بد بود ولی بعد افطار حالم بدتر شد . اصلا اشتها نداشتم فقط بدنم توی تب داشت میسوخت و سرم گیج میرفت. نمیدونم چم شده بود شاید چون پسر گلم شیر زیاد میخوره یا من خیلی ضعیف شدم بود همه نگرانم شده بودن ولی حامد جون هنوزم از شیر خوردن دست بردار نبودی . خلاصه همه اصرار کردن برم دکتر:بابایی من و برد دکتر و از دستت یواشکمی در رفتیم. درمانگاه زیاد شلوغ نبود اقای دکتر کلی امپول و قرص برام نوشت با یه سرم و گفتش:فشارتون خیلی پایین اومده. بابایی رفت داروها رو بیاره ومن بی حال روی تخت دراز کشیدم بعد از سرم وصل کردنو امپول زدن برگشتیم خونه خاله جون بمیرم برات پسر نانازم خیلی ناز خوابیده بودی. قرار شد چند روزی استراحت کنم و روزه نگیرم تا بهتر بشم. حامد جونم دوستت دارم گلم
جمعه 04 مرداد 1392 :: 12:14 :: نويسنده : hamed091
سلام ببخش مامانی دیگه تقریبا ماهی یه بار دارم واست می نویسم حامد کوچولوی من دیگه داره مرد میشه شانزده ماهگیت هم تموم شد. ورود به هفده ماهگی مبارک باشه گلم آخه این روزا آقا پسرم بزرگ شده و واقعا شیطون ، وقت واسه مامانش نمیذاره . . . الان که شانزده ماهت تموم شده ١. عاشق موتور سواری هستی و هر موتوری یا ماشینی که تو خیابون می بینی بایدبهش دست بزنی ٢. عاشق سرسره بازی هستی و پارک رفتن رو دوست داری وقتی بهت میگیم سرسره چه جوری سوار میشی دستهای کوچولوت رو از بالا با حالت شیب دار میاری پایین با زبون بی زبونی سرسره رو نشون میدی اصلا نمی ترسی و برعکس سرسره رو بالا می ری ٣.بازی با ماشین کنترلیت رو دوست داری ٤ . با وجود همه ذوق و شوق و تلاش های ما هنوز هم یک کلمه هم حرف نمی زنی گاهی مامان و بابا رو بی هدف میگی .5. وقتی می خوره زمین، زمین رو کتک می زنه و میگه دق ٦ . وقتی ازش می پرسی چند تا دوسم داری با دستش عدد یک رو نشون میده ٧. یاد گرفته بوس کنه و لپش رو میاره جلو که بوسش کنیم ٨ . یاد گرفته فوت کنه 9.خیلی راحت از صندلی و پله بالا میره 10. عاشق قورمه سبزی فقط به خاطر لوبیا قرمز هاش اونم وقتی با دست میخوره 11. خودش نقاشی میکنه اونم از نوع خط خطی 12.هنوز یه کلمه حرف هم بلد نیست بزنه فقط این چیزا رو میگه تق تقی.تاب تبا باسی.چم چم. ایضا یعنی رضا.ددی .ادا.ایا
|
|||||||||||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید