کوچولوی ناز من
درباره وبلاگ


سلام دوستان این وبلاگ پسر ماه من حامدجون خودمه که در دوم فروردین سال نودویک به دنیا اومد و زندگیمون رو پر از شیرینی کرد.....

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
مامان نرگس

آخرین مطالب



 
جمعه 04 مرداد 1392 :: 13:16 :: نويسنده : hamed091

سلام

وای خداکنه چشمتون روز بد نبینه .دیشب که خونه خاله رقیه بودیم قبل افطار حالم بد بود ولی بعد افطار حالم بدتر شد .

اصلا اشتها نداشتم فقط بدنم توی تب داشت میسوخت و سرم گیج میرفت.

نمیدونم چم شده بود شاید چون پسر گلم شیر زیاد میخوره یا من خیلی ضعیف شدم بود همه نگرانم شده بودن ولی حامد جون هنوزم از شیر خوردن دست بردار نبودی .

خلاصه همه اصرار کردن برم دکتر:بابایی من و برد دکتر و از دستت یواشکمی در رفتیم.

درمانگاه زیاد شلوغ نبود  اقای دکتر کلی امپول و قرص برام نوشت با یه سرم  و گفتش:فشارتون خیلی پایین اومده.

بابایی رفت داروها رو بیاره ومن بی حال روی تخت  دراز کشیدم  بعد از سرم وصل کردنو امپول زدن برگشتیم خونه خاله جون بمیرم برات پسر نانازم خیلی ناز خوابیده بودی.

قرار شد چند روزی استراحت کنم و  روزه نگیرم  تا بهتر بشم.

حامد جونم دوستت دارم گلم


 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید